صبح چهارشنبه که رفتم خونه ی دوستم تا با اونا و کلا دسته جمعی بریم دماوند خونشون( آپارتمانه ولی حکم ویلا رو داره ) وقتی رسیدم تو خونشون ، دیدم که باباش پشت میز نهار خوری نشسته و داره یه چیزی رو میدوزه و یه جعبه ابزار هم که پر شده از وسائل دوخت و دوز جلوش بازه !

ولی معلوم نبود چی رو داره میدوزه

بعد دیدم داره دکمه مامانشو میدوزه. انقدررر خوشم اومد. انقققققدر خوشم اومد که خدا میدونه