یه وقتایی یه جورایی میشه که آدم با شک هایی که داره ، نمیدونه حتی چی دعا کنه 

امروز واقعا به جایی رسیدم که نمدونستم چی دعا کنم . یعنی ذهنم پر بود از علامت سوال

بعد گفتم خدایافقط طلب خیر دارم. طلب خیر دارم و بس

نمیدونم واقعیت چیه ؟ نمیدونم چرا اینجوریه

 نمیدونم دچار توهم شدم یا دچار یک حس واقعی 

نمیدونم  حسم درسته یا نه 

نمیدونم 

 

هیچی نمیدونم

خخخخخخیلی دوست دارم واقعیت اونی باشه که در خیالم دارم اما از اونجایی که بارر ها و بارها نتیجه چنین تصور خامی رو دیدم ، عقلم میگه نه !

و حتی بخشی از قلبم هم میگه به حرف عقلت گوش کن

 ولی یه جاهایی عذاب میکشم .

رس سلاک 

خدایا بهم خیر برسون و بس