اولا تولدم مبارک

دوما تولدم مبارک

سوما تولدم مبارک :) 

و از اون مهمتر شکر خدای مهربونه که باید به جا بیارم برای فضلی که بهم داشته

 

من به یه نفر خیلی حسوووودی میکردم

 این حکمت خدا بود که اون تو یه چیزایی از من جلو بزنه و فاصله گرفتنمون باعث بشه که من کمتر خودمو باهاش مقایسه کنم

حالا هر چی میگه حسودیم نمیشه

تازه حس میکنم اون یه همچین حسی بهم داره 

یعنی وقتی بهش گفتم دو تا از بچه ها رفتن مسافرت خارجی  با این که خودش هر هفته مسافرته و ددر دودور  یکهو ساکت شد

نمیدونم ولی حس میکنم فقط حس میکنم که یه ذره بخیل شده شاید

خداکنه که من اشتباه کنم. خداکنه

اما این فضل خدا بوده که منی که هر چی میگفت حسودیم میشد و ....

حالا از تههههه دل براش دعا میکنم

 قربون تو خدای مهربونم برم

حاجت دل منم بده 

تا روی ماه تو رو ببوسم ای مهربانترین مهربانان