یه روز خوب

یه نقطه ی عطف توی این دو ماه ;)

 

من فکر میکردم که راز دلم رو خبر مرگم قایم کردم خجالت

ولی فکر کنم هم س و هم ل ( همکلاسیای دخترم ) فهمیده ان  و فقط بنا بر اینکه سنشون از من بالاتره به روم نیاورده بودن

 البته طلسم اینم شکست و لیلا امروز به روم آورد نیشخند

:دی

حالا بعدش احتمالا میام براتون توضیح میدم :)