نمیدونم چرا شبها که میشه یه کم حال و روانم میره سمت مسخره بازی؟ :)) ولی خب بازم باید تو تنهایی اطاقم هی به چیزای بامزه  فکر کنم :))

 چند سال پیش ( سال اول دانشگاه بودم = هی ی ی ی چقققدر جوون بودم ) مهمونی دعوت بودیم. شوهر دختر عموم دکتر هست. سر میز شام یکهو موبایلش زنگ زد و طرف یه چیزی ازش درباره یه کسی پرسید , اینم که حوصله ی دکتر بازی و بیمارستان و هر چیزی غیر از مهمونی نداشت برگشت جوابشو داد و یک قسمت از جوابشم این بود که " به یه دکتر متخصص گوارش مراجعه کنه ؛ بعد مدل صورت و دستاش یه جوری با اعصاب خوردی و بامزگی بود که یعنی مثلا  این دکتر گوارشه چقدر خاک تو سر و بدبخته ( حالا خودشم عفونی بود ) :دی

بعد اینو که گفت پسر عموم برگشت گفت همچین میگی دکتر متخصص گوارش انگار بیچاره یارو  مثلا چاه کن توالت و چاه باز کنیه !

بعد خود شوهر دختر عموم گفت : والله با اون کولونوسکپی که اینا میکنند ؛ چندان فرقی با چاه باز کن ندارند :))

 میدونم بازم خیلی بیمزه بود ولی خودم که یادش افتادم غش غش افتادم خنده

خود گویی و خود خندی عجب دختر هنرمندی :))

حالا به کسی هم برنخوره اگه  اقوام دکتر گوارش دارید :)) :*

راستی یه وبللاگ و یه دوست جدید پیدا کردم که اونم مثل من انسانی خونه و قصد رفتن داره :)

انقققدر خوشحالم. لینک ها داره بیشتر میشه :)

سلام عسل بانو

امشب کلا اینترنتم قاط زده حتی نمیتونم هایپر لینک کنم

www.beat.persianblog.ir

راستی فردا هم کلاس رایتینگ و ریدینگ داریم و بنده هیییییچ غلط نکردم. مشقای ریدینگ همینجا کنار دستمه . ولی خدایی این اولین بار تو این ترمه که مشقامو ننوشتم. حالا فردا شاید بنویسم :)

یه پسره تو کلاس فردامون هست یعنی خدایییی مسخره بازی و خنده. البته بگم از اون هاست که هم درسشو میخونه و هم کرکر خنده بازی. همون دان تهران داره فوق عمران میخونه و برای فان تفریبا میاد کلاس تافل. ولی خب مطمونم سه سال دیگه امریکا نشسته ! انقدررر بامزه است که همهه دوسش دارن . همه رو میخندونه و سنگینی و کسالت کلاس و درس رو میگیره. توی کلاس رایتینگ ,ما هر دفعه مشق داریم که برای تاپیک های کتاب که حالا مشابه خود ازمون هست یا ازاده ؛ دو تا دلیل اماده کنیم که بر مبنای اون دلایل  , بدنه ی رایتنیگو بنویسیم. بعد هر تاپیکی رو که این بشر میخواد بنویسه ؛ ور میداره یه دختر میاره توش

 مثلا اولین جلسه یه تاپیک داشتیم که باید همه سر کلاس روش فکر میکردن و یه مقدمه براش مینوشتن. ولی ریزن ها رو باید بلند میگفتیم. موضوع این بود که به نظر شما خصائص یک همسایه خوب چیه. اگثرا استاده  به کی گفت بگه همه گفتن فضول نباشه ؛ ولی اهل کمک  باشه . پر سر و صدایی نباشه و اینا. اینم با نیش باز ولی نسبتا جدی گفت که من دوست دارم که همسایه ام یک دختر خوشگل خوش هیکل و تنها !!! باشه که خیلیم به فکر همسایه هاش باشه .... یعنی ملت رو هوا بودن . خود معلممونم یه پسر جوونه که البته کرم نداره ولی خب مرض داره با بعضی ها کل بندازه. قیافشو کرده بود مثل منگولا  و میگفت خب ؟ دیگه چی باشه عماد جان؟

بعد این عماد یه دوست صمیمی هم داره که وقتی داشتیم میخندیدم از کاراش گفت که من 6 روز هفته با این بشرم ! ببینید من چی میکشم ؟ میخواستم بگم اخه مگه بده ؟ یکی هست که انقدر میخندونتت؟

 :))) 

این چند وقته انقدر اولا تو خونه بودم و دوما نخندیده بودم که واقعا وقتی پنجشنبله ها برنیگردم خونه تا اخر جمعه دارم بشکن میزنم و غش غش میخندم. خوبی کلاس تافل اینجاست که  ادم هایی که هدف ها  ارزوهایی مثل خودت دارن رو میبینی و حتی ادمهاییکه  یه کم از لحاظ تحصیلی و رشته بهت نزدیکن مثلا فلسفه . مثلا یه پسره است که  معماری خونده ولی فوقشو رفته فلسفه خونده و پارسال دفاع کرده. بعد سر کار هم میره و انقدر جدی داره میخونه. هفته ی قبل هم که حرفش شد داشت میگفت که من هدفم دانشگاه کلمبیا ی امریکاست. جای الکی نمیخوام. هم سرکار میره و هم داره هدفشو جدی دنبال میکنه. خب خوبه ادم اینا رو میبنیه جلوش دیگه :) تازه مدل سیبیلشم از این مدلیاست

http://www.olaalaa.com/wp-content/uploads/2012/12/mustache-beard-styles-moustache-2.jpg

ردیف سوم ستون دوم :))

 

 

و در عین حال همه هم کلی براشون عجیبه که من که الان منتظر نتایج کنکورم چرا اونجام !!!

این چند وقت انقققققدر تنها بودم که همه ی اینها برام مثل شکوفه ی بهار میمونه.نوید خوشحالی و تحول :)