زنگ زدم به مادر بزرگم که هم احوالی بپرسم، هم  از این حال خراب در ام همششششش راجععع به کنکوووور حرف زدن.

ای بابا. من خودم دارم میمیرم اینجا . بعد ....

 

همشم باید مثال دختر همسایه بالاییشونو بزنند که  شیمی میخونده و دوباره کنکور داده و الان داروسازی قبول شده