من تو خانواده ای بزرگ شدم که حجاب توش معنایی نداشته, یعنی خانواده ی پدری که به معنای واقعی کلمه هیچی ؛ خانواده ی مادری هم به حکم باید ها و  نباید های شهری و رسومی و  سنت حجاب دارند که  قطعا به درد عمه های محترمشون میخوره !

 سال چهارم دبستان که بودم مامانم رفت مکه و از اون به بعد روسری سرش میکنه , لباس آستین بلند و دامن که البته قدیم تر ها  دامن تا سر زانو بود و جوراب تقریبا ضخیم , جدیدا ها هم  دامن کاملا بلنده ولی بازم به نظرم حجاب کامل نیست  چون موهاش میاد بیرون و حواسش نیست .

البته قطعا من حجاب رو تو چادر و روبنده نمیبینم ولی معتقدم مثلا ادم وقتی داره اسما و رسما روسری سرش میکنه تو مجالسی که حجاب اجباری نیست ؛ دیگه معنی نمیده که روسریش تا فرق سرش بیرون باشه

و اگه کسی به لزوم روسری اعتقاد داره ؛ یعنی یه مو هم نباید بیرون باشه وگر نه خب  سرش نکنه دیگه

مدتهااااا ی مدیدی هم  -یعنی مثلا سال پیش دانشگاهی ؛ سال اول و دوم وسوم دانشگاه از خدا میخواستم که کیسی پیش بیاد که از اون مدل وحشتناکا نباشه ها ولی خب مثلا من به خواست اون من روسری سرم کنم و دیگه محجبه شم

ولی اینجوری نباشه که مثلا بخواد به کسی از اعضای فامیل بگه گه  ای روسری سرت کن و این حرفا چون قطعا تو دهنی میخوره !

من همیشه یادمه که خواهرم تعریف میکرد که وقتی خواهرشوهرش از امریکا برگشته بوده ( برای درس خوندن رفته بوده و  حدود 25-26 اینا برمیگرده ) یه پسر خاله داشته که مثلا 16 -15 اینا بوده بعد باباشم تقریبا از این آقا زاده ها و ....  وقتی میاد خونه ی مادر شوهر خواهرم و این دختر خالشو بی حجاب میبینه  یه چادر اون گوشه موشه ها بر میداره پرت میکنه سمتش که یعنی چادر سرت کن من دیگه بالغ شدم .خواهر شوهر خواهرمم که چند سال بوده با فرهنگ اون ور  بوده و خیلی رک و راست شده بوده ؛ خیلی شیک چادر رو بر میداره گلوله میکنه پرت میکنه سمتش !

خب تو فامیل ما هم اگه یه نفر بیاد از این کارا یا حتی یه کم کمتر هم بکنه یه فید بک بد میبینه !

حالا کوتاه کنم که  خلاصه قبلا ها نظرم این بود. بعدش ؛ نظرم کلی عوض شد. یعنی دیگه حتی درخودم نمیبینم که اگه همسرم ازم بخواد این کار رو بکنم . توجیهی هم ندارما

و همین توجیه نداشتن خیلی بده

 مثلا میگم که ماه رمضون وقتی روزه ام, باید حجابم کامل باشه در حالی که فکر نکنم  حجاب نداشتن جزو باطل کننده های روزه باشه ولی اولا به خودم نمیچسیه دوما واقعا فکر نمیکنم صحیح باشه . یعنی تقریبا فکر کنم مسخره است.

یعنی ته ذهنم فکر میکنم که خوب حجاب نداشتن گناهه ولی نه به اون شکل که تو مدرسه ها میگن و اینا....

میبینید چقدر گنگه افکارم ؟

بعد ماه رمضون که تموم میشه با این که وقتی خیلی جدیبهش فکر میکنم, باز حس میکنم گناهه ولی  دیگه یادم میره . نمیدونم والله. اصلا این موضوع انقدر گنگه که نمیتونم توضیح بدم

خوب میدونم  که واقعا شبیه کلاه شرعیه یا بازی داشتن یا ....

از اون ور وقتی محرم میرسه واقعا دوست دارم رو واقعه عاشورا فکر کنم , تعمق کنم  اما خیلی وقتا یه سری حرفایی که این کانالای اپوزوسیون شهنشهی میزنند که واقعا به لحاظ انسانی هم خیلی بده میاد تو ذهنم

بعد از خودم شرم میکنم. میگم بالاخره تو چه مرگته ؟ دقیقا چته ؟ دقیقا کدوم وری هستی ؟

اما جوابی نیست

 اگه بخوام به یه ادم غیر مذهبی دلیلی برای کارام ارائه بدم خیلی کم میتونم دلیل بیارم ولی یه حس خوب از دعا کردن و توکل دارم

تو مهمونی ها میرقصم ولی تا وقتی که حس کنم طرفم نگاه سنگین نداره

 قطعا جلوی مردایی از فامیل که حس کنم  تو نگاهشون یه شرارت و کثافتی هست  پا نمیشم یا لباس باز نمیپوشم

راستش اگه میشد مطمئن بود که مثلا اگه با اقای ایکس میرقصی و جتی در جالی که تو ظاهر چیزی نشون نمیده , در داخل فکر و روحشم  فکرش به چیز مزخرفی نمیره خوب خیلی خوب بود. یعنی ادم خیلی راحت میگفت که همونطوری که من دارم با دوستم مریم میرقصم و فقط داریم از اهنگمون لدت میبریم و  تکون میدیم :دی ؛ خوب وقتی هم که بر فرض  مثال  با  اکبر ! :دی میرقصی ؛فقط یه مدت چند مین دارید با هم  تمرین حرکتی میکنید , بی هیچ اتصالی یا حداقل بی هیچ اتصالی که بخواد حال دو تاتون رو بد کنه

 اره ! من با اون لحظه ای که ادم انقدر به طرفش نزدیک بشه که ناخود آگاه حسش بد بشه( با عرض معذرت تحریک شه) مشکل دارم و اصلا چندشم میشه  اون باید فقط مال همسر ها باشه یا حداقل من بر نمی تابم

مشکل اینجاست که تو فکر میکنی آقای ایکس  ادم چشم پاکیه و از اون دسته مردا نیست که  از ازل دنبال چشم چرونی باشه ولی ممکنه وقتی در حین رقص خیلی بهت نزدیک شد ناخود اگاه فکرش بره سمت ....

فکر کنم خودم دارم جواب میدم به خودم.

ولی خب من تو خیلی از مجالس خیلی ها رم دیدم که رقصیدن و طوریشونم نشده

یا خیلی ها هستند که حجاب ندارند ولی مثلا لباس تنگ و باز و شنیع هم نمیپوشند , ( من سعی میکنم تو همیین دسته باشم) و  البته مرداشونم ادمند. یعنی اگر طرف یقه لباسش بسته اس  و به طور خودکار بهشون اجازه ی دید زدن نمیده , دیگه کرم نمیریزند و  تو خیالشون بخوان تضور کنند . چون من معتقدم چنین ادمهایی اگه زن با پوشیه هم بیاد جلوشون به هر حال اینا دارند  اعضاش رو از اون زیر متصور میشن تو ذهن خودشون

ای بابا ! الان که دارم اینارو مینویسم انگار دو نفر دارند تایپ میکنند.  یکی طرف موافق و یکی طرف مخالف. یه خط اولیه میگه یه خط دومیه !

نمیدنم. پس اگه اینجوریه من چرا انقدر دوست دارم ؟ شاید چون ....

خیلی مبهم و گنگ نوشتم

 خیلی خیلی

 اگه کسی میتونه برام کامنتی بگذاره که بتونم  یه جمع بندی بکنم ممنون میشم

فقط لطفا با یک زبان متقاوت از اونچه که تو محیط اجتماع و مدرسه شنیدیم