ما تو دانشکده شیمی یه استاد داشتیم که من ترم اخر باهاش یه درس داشتم

یه آدم جالبی بود. کمیکال فیزیک تو امریکا خونده بود و اینجا داشت تو گرایش شیمی فیزیک که ترجمش میشه فیزیکال کمیستری کار میکرد. من باهاش طیف سنجی مولکولی داشتم. بعد کلاساش ساعت 4.20 دقیقه شروع میشد لامصب ادم همینججججور دلش میخواست بخوابه

 بعد خودشم یه مدل خاصی حرف میزد ، آروم و کوتاه .ولی نمیشد جزوه ننوشت چون واقعا شوخی بر ندار بود

 خلاصه بگذریم

بعد یه بار داشت نصیحتمون میکرد

 برگشت گفت واقعا اگه نمیخواید درس بخونید برای چی ایـــــن همه هزینه میکنید ؟ برای چی این همه هزینه غیر مادی میکنید مثل زحمتی که صبحا باید پاشید تو مترو و اتوبوس پرس شید و بیاید دانشگاه؟

بعد یه جای دیگه ی حرفاش این بود که انقدر از من نپرسید استاد سوال از کجا میدید؟ فقط جزوه یا کتابم باید بخونیم ؟

برید دنبالش ؟ حالا من این ترم شماها رو پاس کنم یا نکنم تموم میشه میره ولی علم شماهاست که میمونه و اگر الان نرید دنبالش ، دیگه شاید هیچوقت فرصتش پیش نیاد !

بعد یه ترجیع بند به انگلیسی گفت که دل من رو برد چون من واقعا از ادمایی که ناخواسته یکهو یک چیز انگلیسی میاد تو ذهنشون و این نشونه ی اینه که بخشی از فکرشون به زبون انگلیسی هست خیلی خوشم میاد :)

گفت :

It's up  to you !

یعنی اصلا این جمله اش هم به لحاظ دلیلی که گفتم تو خط قبل و هم به لحاظ معنایی که داشت منو کشت

واقعا .. واقعا همه چی به خودمونه.

گاه وقتا یه حرف ؛ یه کلام یا یه رفلکس خیلی کوچیک , میتونه برامون یه ترنینگ پوینت خیلــــــــــــــــــــــی بزرگ باشه

و حتی برزگی و کوچیکی اون ترنینگ پوینته هم باز  آپ تو آس !

من یه بار دیگه هم نوشته بودم. این عکدمی هر خوبی و بدی که داره و با دیدن امسال منم به این نتیجه رسیدم که فقط یه سریاله و نه یک مسابقه ی واقعی !  این خوبی رو داشت که تو یه اپیزودش ؛  هومن به یک از بچه ها میگفت ! انقققدر زوووود شل نده. انقدر زود دست از تلاشت بر ندار. انقدر زود وا نده!

 واقعا همینه ! حتی اینم باز به خودمونه که از همین حرف واسه ی خودون ترنینگ پوینت بسازیم یا نه :)