امروز در حالی که هنوز تا ساعت 7.15  پرینت نداشتم ، بالاخره  کنکور مزخرف آزاد رو هم دادم !

 یعنی تا 5شنبه که اصلا نمیخواستم  برم صفحه رو باز کنم و ببینم تاریخش کی هست

بعد کلا هم پنجشنبه رفتم ددر دوودوور و  یادم رفت

 جمعه صبح پاشدم برم کوه بازم یادم رفت و کلا حسم این بود که بیخیالش. ایشالله امسال نمره علم و فرهنگو میارم  و گور پدرش!  عصر که دیگه خوب همه ی مغازه ها بستند ، ولوله افتاد به جونم که آی هلال ! چقدر خری ! این همه پول دادی ! باید بری کنکورتو بدی ؟ ولی همه ی وحشتم این بود که وقتی فردا امتحان ساعت 8 صبح شروع میشه من از کجا قبلش پرینت گیر بیارم؟

بعد از اونجایی که من دیواننه ام و همه ی کارام باید مخالف ادم های عادی روزگار باشه به خانواده هم نمیخواستم بگم چون واقعا از بعد کنکور سراسری دیگه لای کتاب رو باز نکردم و گفتم بیخیالش.

حتی وقتی رتبه ها اومد و الان یه کم به علم و فرهنگ امیدوارم گفتم دیکه جدی جدی بیخیالش :دی

ولی  دیشب هی کرمم گرفت.و یعنی اروم و قرار نداشتم . صبح ساعت گذاشتم ولی وقتی زنگ زد و بیدار شدم اولش گفتم بیخیال اصلا نمیرم ! :))

 بعد دوباره گفتم تو پاشو برو ایشالله یه جا رم پیدا میکنی که باز باشه

 تازه برنامه ریزی هم کردم. هم از کارتم یه نسخه ریختم تو فلش که برم پرینت بگیرم هم ریختم  تو گوشیم که اگه پیدا نکردم و دم در ورودی کارت خواستن از تو گوشیم نشون بدم و بعد برم تو یکی از اطاقی دانشکده  حسابداری پرینت بگیرم

ببین چققققدر برنامه ریزم من اخــــــــــــــــــــــــــه ؟ :دی

ولی خدا رو شکر یه فرشته نجاتی به اسم دفتر فنی نگار ساعت 7.13 دقیقه ی صبح  بین خیابون بهارو شریعتی ، بر خیابون انقلاب باز بود

 خداخ یرشون بده

 البته دلم روشن بود ولی اگرم نمیشد واقعا مهم نبود برام

 اما باز یه درس دیگه از خر بازیای خودم رگفتم که پل پشت سرو خراب نکنم

 من میتونستم همون 5شنبه پرینت بگیرم فوق فوقش اه خیلی حال نمیکردم  اصلا نمیرفتم اگزم بدم نه اینکه اینجوری به جون خودم ولوله بندازم و اگه نمیشد که برم سر جلسه ککککککلی  عذاب وجدان میگرفتم ولو اینکه  مهم نیست

و من سال سوم خوندن رو ( زبونم لال) به آزاد خوندن میترجیحم

جسارت به ازادیا نشه ها ! بنده خودمم 4 سال در خدمت شیمی ظفر ( ازاد تهران شمال ) بودم! (عووق)

خلاصه . اینجوری

 بعد میخواستم برم  بیمارستان شریعتی که نرفتم

 یه چیزی میخوام بگم

 من فردا با دو تا زا دوستام داریم به امید خدا به امید خدا به امید خدا میریم بیمارستان شریعتی برای اینکار

شما هم بخونید و برید

http://iscdp.tums.ac.ir/

 واقعا خدا پسندانه است :دی

 فقط راجع به اون بند الفش که میگه از پا میگیرند واقعا میترسم . باید بپرسم. مجید جان شما اطلاعاتی داری بده دوست جان :)

 کلا تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــُف تو ریا :)))