امروز که داشتم عکسهای سفره هفت سین خرس قهوه ای جون رو میدیدم(مبارکت باشه خرسی جون) یادم افتاد که یه بار نوشته بود حاجت خونشو هرررررررررررر جایی که میرفته بیان میکرده . کربلا ،مشهد و ههههههر جای دیگه

داشتم فکر میکردم بایدد هر لحظه با امییییید از خدا بخوام. چیزی که تمام فکر و ذکرم رو توی این سالها ( واقعا این سالها و بخصوص از امروز به عقب ) پر کرده . امشب داشتم فکر میکردم ما هیچ وقت شکر خدا شکر خدا فقیر نبودیم که حس عقده ی مالی داشته باشیم ولی هیچوقت تا سه چهار سال پولدار هم نبودیم و واقعا همه چی حساب کتاب خودشو داشتولی هیچوقت ارزوی چیزی به لحاظ مالی رو دلم نبود. الحمد الله الحمدالله همیشه هم تنمون سالم بوده و از بزرگترین نعمت غیر مادی که همون سلامتی هست برخوردار بودم ولی این چیزی که این چند ساله کنج دلم سنگینی میکنه داره روانیم میکنه و با هییییچ کس هم نمیشه دربارش حرف زد هرچند شاید رنگ رخساره خبر میدهد از سر نهانم ....  :(

دیدن دو سال برنامه ی عکدمی برای من دوتا خوبی داشت . سال پیش تو قسمت اخر وقتی از بچه های عکدمی ، حتی اونا که حذف شده بودند سوال میشد ، چندتاشون مثل شیما و کاترین و شهرزاد ، هر سه به اتفاق میگفتند که باید رویاهاتون رو دنبال کنید

واقعا این جمله توی ذهن من موندگار شد و اگر چه هنوز به جایی نرسیده ولی خوشحالم که تو ذهنم بُلد شد

 امسال هم که بپر بپرهای ندا رو میدیدم که چطوررررررر مثل بولدوزر پیش میره تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم پشتکار داشته باشم . گاهی وقتا لازمه که ادمها یه بت تصویری عینی داشته باشند. مثلا خیلی خوبه که ادم از انشتین یا استفان هاوکینگ یا وات اٍور الگو گیری کنه ولی وقتی ادمهایی توی ذهنت باشند که به عینه میتونی هر لحظه بیاریشون ، مطمئنا تاثیرش بیشتره

میخوام که امسال قوی باشم. هر روز یه قرص مولتی ویتامینمو بخورم ( که البته به لطف تحریم دیگه فارماتون پیدا نمیشه ) و قوی و پر انرژی برم جلو. نا امید نشم. برای تافل بخونم. خدا کمک کنه و جواب کنکور خوب باشه . خدایا خواهش میکنم به این قسمت گوش کن. و البته اصلا حوصله هم ندارم واقعا برای آزاد بخونم. خدایا :(

سلام زندگی خوب من.میخوام  قوی باشم. شاد باشم. امید داشته باشم. شاید که اینجوری فرق کنه