a hug from a sibling

سه تا آهنگ دارم روی دسکتاپم

یکیش سوند ترک تایتانیک 

یکیش یه سولوی سنتور از ار.دوان کا.مکار یکیشم "کمی با من مدارا کن " امیر حسین تو عکدمی

همش همینا رو گوش میدم

واقعا از ناله زدن خیلی بدم میاد ولی باید بنویسم

یعنی میدونید ؟

در واقع حس میکنم که من تا این دوره رو با ناله کردن نگذرونم خوب نمیشم

قشنگ باید عزاداری کنم

عزاداری هام هم به این شکل هست

با این که یه وقتایی تو فیس بوک خیلی وراج میشم، اما یه وقتایی هم مثل حالا واقعا دلم میخواد لال شم

انگار یه کودک لوث سه ساله توی من وجود داره که میخواد با سکوت، ابراز وجود کنه تا همه بهش توجه کنن

اره...واقعا معترفم به این موضوع که الان دلم میخواد اون واسطه هه ببینه که ساکتم

ببینه که مثل همیشه نیستم

دلم میخواد که ببینه

دلم میخواد که با سکوتم، نوای بی حوصلگیم رو بنویسه

بهترین واژه همین "بی حوصلگی " هست

واقعا بی حوصله هستم

حوصله ی هیچی رو ندارم

هیچ کس و هیچی

حتی با این که میدونم شاید فقط نوشتن باشه که بتونه آرومم کنه، ولی نمیتونم بنویسم

یه وبلاگ درست کردم که تو اون بنویسم 

ولی حتی الان رمز و ادرسشم یادم نیست

خیلی خجستم نه ؟

من یه کم حوصله میخوام

من دلم میخواد که خود واسطه هه بیاد بهم بگه هلال طوریت شده ؟

بیاد بگه بیا بغلم . غصه نخور...

آره من بغل میخوام. 

ولی دیگه به واسطه هه هم حسی ندارم

/ 1 نظر / 7 بازدید
لادن

سلام هلال جان باهات موافقم بايد عزاداري كني، ولي واسه خودت وقت تعيين كن نزار تا هر وقت بشه بي حوصله ات نگه داره! بايد زود برگردي به كاراي روتين زندگيت بايد زود با حوصله و انرژي انجامشون بدي! كاملا هم ميفهمم نسبت به واسطه بي حس بون يعني چي،تاحالا برام پيش نيومده ولي ا خوندم كالا حس كردم يعني چي! من بغلت ميكنم از همين جا [بغل]