عشق و هوس

به نظر شما 

 

مرز بین "عشق و هوس" کجاست ؟ 

از کجا میشه فهمید که این یه حس نابه ( حالا حتی اسمشو واقعا نتونیم بذاریم عشق) یا اینکه یه هوس زودگذره؟

چقدر زمان  باید به خودمون بدیم ؟

چه تمرینی هست برای محک خودمون ؟

بچه ها بیاین نظر بدین پلززززز

/ 9 نظر / 5 بازدید
عسل

راستش اگه بخوام کوتاه بگم عشق(دوست داشتن) پدر آدمُ در میاره دهن آدمٌ آسفالت میکنه..دلت میخواد همیشه کنارت باشه..موقعی که کنار همین زمان زود میگذره اصن نمیفهمی یهو ساعت میره..هیشکی جاشٌ برات پر نمیکنه...فقط با اون آرومی..صدات پشت تلفن با اون یه جور دیگه س..تا ته چشمشُ میتونی ببینی...اصن عیباشُ نمیبینی مثن اگه بوی عرق بده..چه میدونم پاش بو بده دماغش گنده باشه کچل باشه و اینا ..اصن نمیبینی اینارٌ...سعی میکنی علاقه هاتُ در راستای تمایلات و علاقه های اون تنظیم کنی...مثن ممکنه به خاطرش فوتبال ببینی و کله پاچه بخوری (اینا رُ در مورد خودم گفتمااا(من در این راستا هم فوتبالی شدم هم کله پاچه خور ...بگذریم که بهش نرسیدم..اما هوس نبود چون همه ی این تمایلات هنوز تو من وجود داره..دوست داشتن آدمٌ زیر و رو میکنه..از آدم یکی دیگه میسازه که اتفاقا خودتم متوجه این تغییر میشی...میخوای بفهمی عشقه یا هوس؟!یه هفته نبینش ببین میتونی بهش فکر نکنی یا همش هواست پیششه

م‍گنولیا

چه سوال سختی پرسیدی. به گمونم به تعداد آدمای روی زمین برای این سوال جواب هست چون تجربه هر کسی متفاوته. من تجربه خودمو بهت می گم. وقتی عاشق بودم فکر کردن بهش دلمو می لرزوند. یه جوری که واقعا لرزش دلمو احساس می کردم. وقتی نمیدیدمش بی تابش بودم و وقتی می دیدمش ‍زمان و مکان برام معنی نداشت. تمام خوبی ها رو براش می خواستم. بهترین ها رو براش می خواستم. اصلا دلم نمی اومد بزارم برام زیادی خرج کنه یا برام بزحمت بیفته. هوس به گمونم متفاوته. یعنی آدم زیاد در قید و بند طرف نیست. یعنی جزییات اطراف براش بیشتر اهمیت داره تا وجود خود طرف. امیدوارم کمکی کرده باشم و امیدوارم هر چی خیره همون برات پیش بیاد. سفید بختی رو برات آرزو می کنم هلال جان.

مریم

فکر می کنم مرزش اونجاس که توی عشق تو واقعا هیچ انتظاری از طرف نداری. همین که هست خوبه. واسه استفاده خاصی یا سود خاصی نمی خواهیش. اما توی هوس حتما یه سودی می بری که دنبالشی. البته همچنان معتقدم نمی شه به این سوال واضح جواب داد. قلب هرکسی به تنهایی واسه قضاوت کافیه...

دلا

هوس ؟ شاید بهتر باشه به جای این لغت از واژه ی دیگه ای استفاده کنیم . تا به حال برام پیش اومده تو شروع یک رابطه حس کنم خودم نیستم ! اینکه از شر تنهایی به کسی پناه ببری و بدونی مال این حس و رابطه نیستی ... تشخیصش خیلی سادست . فقط کافیه یکبار واقعاً عاشق شده باشی ..

محدثه

قسمت اول : خب تشخیص مرز بین عشق و هوس تقریبا دلیه . یعنی نمی شه خیلی توضیحش داد . آدم خودش می تونه تشخیص بده اگه با خودش روراست باشه . من فکر می کنم عشق وقتیه که تو یه آدم رو با تمام بدی هاش دوست داشته باشی . اون رو از بقیه متمایز ببینی . دیگه کسی غیر از اون به چشمت نیاد . وقتی بهش فکر می کنی خوشحال می شی . اگه اشتباه کنه راحت می بخشیش ... یه چیزی که مهمه اینه که اگه می خوای تشخیص بدی احساست به یه نفر بیشتر از روی هوسه تا عشق ، با خودت فکر کنی که وجود اون آدم برات چه معنایی داره . مثلا مدام داری به داشتن ارتباط جنسی با اون فکر می کنی یا اینکه تا حالا اصلا این موضوع به ذهنت نرسیده . چون می دونی خیلی طبیعیه که وقتی یه دختر و پسر کنار هم قرار می گیرن به هم کشش پیدا کنن که گاهی وقتا آدم حس می کنه این کشش معنیش عشقه اما اینطور نیست . که در این موارد به نظرم بهتره آدم به خودش فرصت بده. درواقع باید ببینی فقط وقتایی که تمایلات جسمانی درونت قوی می شه یاد اون آدم می افتی یا اینکه همیشه به یادشی .

محدثه

قمست دوم : اما یه وقتایی هم هست ممکنه احساس کنی واقعا دوستش داری و احساست نتیجه ی غریزه نیست اما مثلا وقتی یه پسر بهتر دیدی دیگه اون آدم قبلی اهمیتش رو برات از دست می ده . خیلی مهمه که تو احساس کنی هرگز نمی تونی جای اون آدمو با کسی عوض کنی . اون وقت به نظرم واقعا عاشق شدی . ببین بدیهیه که یه دختر وقتی یه پسر خوشگل و جذاب و باشخصیت می بینه یا برعکس وقتی یه پسر یه دختر خوشگل و خواستنی می بینه دلش می خواد با اون رابطه برقرار کنه یا گاهی ممکنه حس کنه دوستش داره . اما اگر یهو یه مورد بهتر از اون ببینه می ره سمت اون یکی . اینجا عشق وجود نداره . بلکه یه احساس کاملا طبیعیه چون همه ی آدما زیبایی رو دوست دارن و قطعا هر دختری از یه پسر خوشگل و خوش تیپ و جذاب خوشش میاد . ولی اگر یه آدم رو فقط و فقط به خاطر این چیزا دوست داشتی هرگز معنیش عشق نیست . که اگر اینطور باشه باید همه ی دخترای دنیا عاشق محمدرضا گلزار ( بطور مثال البته ) باشن ! درصورتی که اگه باهاش زندگی کنن شاید هیچ کدومشون دووم نیارن . گذشته از همه ی اینا حتی اگر احساس کردی واقعا عاشق شدی ، بازم یه مدت به خودت فرصت بده . بذار زمان بگذره شاید به نتیجه ی دیگه ای

لادن

نميدونم حرف من جواب سوالت هست يا نه ولي من فكر ميكنم اگه دو تا ادم با هم اين قدر راحت باشن كه تو رابطه خودشون باشن يعني هميشه تاكيد ميكنم هميشه و تحت و هر شرايطي نخوان بهترين باشن براي طرف مقابل به اضافه اينكه همديگرو دوست داشته باشن عشق بينشون وجود داره حالا درست بودن عشق مطرح ميشه كه اونم بايد شرايط فرهنگي و خانوادگي و فكري و حتي مالي طرف رو هم بسنجي اگه اكي بدن ميتونه ازدواج صورت بگيره ....من تضمين ميكنم ازدواج خوبيه[نیشخند] ولي خب هوس اين طور نيست هميشه ميخواي بهترين باشي بهترين لباس بهترين اخلاق هميشه ميخواي تو بهترين شرايطت باشي براش و اين به شدت خودتو اذيت ميكنه و خانوادتو....به نظرم اين همون هوس يا من بهش ميگم عشق نادرسته!كه هر دو به ادم ضربه ميزنه! فكر به مسايل جنسي هم به نظر من طبيعيه حتي توي عشق درست ...اما كنترل كردنشه كه نشون ميده يه عشق خوب رو دارن دو نفر!

لادن

من عشقو قبول كردن طرفت با همه ي بدي هاش و فقط ديدن خوبياش نمي بينم چون با گذر زمان بدياش به چشمت مياد و اذيت ميشي زياد شدن ضربان قلب هول شدن و رمانتيك بودنم عشق نميدونم چون تو هوسم اولاش همه ي اينا هست ...عشق واقعا بايد همراه با عقل باشه اگه بخواي احساسي باشي و فقط به حرف دلت گوش كني عشق اشتباهي رو به دست مياري كه حتي بيشتر از هوس براي تو و من و خيلياي ديگه كه به يه سري اصول اعتقاد دارن باعث دردسر و عذاب وجدان و افسردگي ميشه،با اينكه من هيچ گونه تجربه اي ندارم ولي كاملا نگرانيتو ميفهمم و از ته دلم اميدوارم تصميم درست و بگيري !

محدثه

ببین هلال فکر کردن به ارتباط جنسی برای همه ی آدما کاملا طبیعیه . حتی یه بار یه روانشناس می گفت اگر آدمی پیدا شد که تا حالا به همچین ارتباطی فکر نکرده یا درباره اش کنجکاوی نکرده اون آدم مریضه . اما من باز جمله ام رو تکرار می کنم که به نظر من " مدام " فکر کردن به این موضوع آدمو از عشق دور می کنه . یعنی اگر فقط و فقط آدم داره به رابطه ی این شکلی با جنس مخالف فکر می کنه این اسمش عشق نیست . وگرنه اینکه گاهی بهش فکر کنی نمی تونه معنیش این باشه که تو دچار هوس شدی . ببین من وقتی علی رو با تمام وجودم دوست داشتم توی اون یه سال هیچ وقت به رابطه جنسی کامل باهاش فکر نکردم. نهایتا دلم می خواست ببوسمش یا بغلش کنم واقعا چون دوستش داشتم. نمی گم حتما کار من درست بوده ها ولی خودم حس می کردم وجود این آدم فارغ از تمایلات جسمانیم برام مهمه . اینکه رابطه جنسی لازم و ملزوم عشق هست رو نمی شه انکار کرد و یه چیزیه که خدا توی وجود هر آدمی قرار داده اما وقتی اولویت می شه برای آدم ، خطرناک می شه . و ممکنه آدم به اشتباه اسم این تمایلات رو بذاره عشق. اون وقته که با برقراری اولین ارتباط جنسی تو یهو احساس می کنی دیگه اون آدمو دوست ن