I Am sooooo happpy

یه روز خوب

یه نقطه ی عطف توی این دو ماه ;)

 

من فکر میکردم که راز دلم رو خبر مرگم قایم کردم خجالت

ولی فکر کنم هم س و هم ل ( همکلاسیای دخترم ) فهمیده ان  و فقط بنا بر اینکه سنشون از من بالاتره به روم نیاورده بودن

 البته طلسم اینم شکست و لیلا امروز به روم آورد نیشخند

:دی

حالا بعدش احتمالا میام براتون توضیح میدم :)

/ 2 نظر / 16 بازدید
کویریات

سلام دوستم. چه خوب که بعد کلی وقت اومدم دیدم که خوشحالی... انشالله که مستدام باشه شادی ات

محدثه

الان از اینکه از راز دلت باخبر شدن خوشحالی ؟؟ :D