beyond the spring with special focus on the public library

قدیما که تو میل های فورواردی بزرگترین کتابخونه های دنیا رو میدیدم، که البته لحن و بازنمائی نیت تهیه کننده ی اون ایمیل ها هم مبتنی بر یک حسرت عمیق به خاطر نداشتن چنین فضاهایی در ایران خودمون بود[ با عرض شرمندگی زیاد] پیش خودم میگفتم که حالا این همه چیز نداریم، یک کتابخونه هم روش

یعنی واقعا خیلی برام درد محسوب نمیشد که کتابخونه ی بزرگ کم داریم

ولی ولی ولی 

حالا که میرم دانشگاه تهران ( که الهی فدای یونی مون بشم که با دانشگاه تهران قرارداد بسته که دانشجوهاش بتونن عین دانشجوهای خود تهران کتاب بگیرند و اصلا برامون کارت مخصوص چاپ کرده ) و وقتی توی سایت سرچ میکنم که چه همممممه کتاباهای که ادم به فکرش نمیرسه که کتابخونه مرکزی داشته باشه و در نهایت تعجب میبنی داره .... وای ادم دلش میخواد غشششششش کنه

 

بعد هی فکر میکنم خوش به حال مردم اون شهرایی که عکس اون کتابخونه خفناشونو تو اون ایمیلا میدیدیم

به امید یک بهاری که من یا کارت عضویت دائمی کتابخونه ی مرکزی رو داشته باشم یا  ( این دومی بهتره) یک کتابخونه ی خففففففففففن تو ایران برای دسترسی عموم مردم ، با امکان امانت کتاب،  در تمام شهرهای  ایران بوجود بیاد

 

 

به امید بهاری روشن و سبز

/ 0 نظر / 3 بازدید