come to end of 1392

والله اومده بودم که یه کم غر غر کنم که آدم از یه سنی به بعد واقعا دیگه باید از خانواده اش مستقل زندگی کنه 

چون هر تصمیمی که میخواد بگیره با تصمیمات مادر پدر محترمش ممکنه همخوانی نداشته باشه و بعد باید به جنگ ابابیل بره واسه ی چیدن یک سفره هفت سین یا حتی اینکه دلش میخواد روز مهمونی دوم و سوم عید چه لباسی بپوشه یا به جای طلا، بدل بندازه

اما به تو این سن و سال، باید همش به صلاحدید مادر محترم، از استفاده ی بدل خودداری کنه تا مردم یه وقت فکر نکنند که طلا ندارم!

ایکون استفراغ از ته دریچه ی پیلور 

که همش باید به این چیزا فکر کنم که مردم یه وقت فکر نکنند که ما نداریم یا کم داریم یا بدبختیم

میخوام روز خونه ی دائیم بلیز دامن بپوشم( دو روز دیگه قراره پیراهن بپوشم) بعد میشنوم که ممکنه خانواده ی دائی بگن که خونه ی اونای دیگه پیراهن پوشیده و خونه ی ما بلیز دامن

من نمیدونم این افکار پوسیده ی بنجل دقیقا از کی شروع به تولید مثل کرد؟

مردم تو دنیا چه دغدغه هایی دارند و من بدبخت باید نگران چه چیزایی باشم ؟

خلاصه که در لحظات باستانی و آستانی شروع سال نو، شدیدا قاطیم. مثل انبار باروت منتظر یک جرقه برای انفجار

سالی که نکوست! از بهارش  و بخصوص از سال تحویلش پیداست

البته لادن جان من قراربود که  واقعا غر نزنم. ولی خب . ... هلال هستم و همین. واسه ی همین غرغرها ست که خواننده ی زیادی هیچ وقت نداشته و ندارم :) حق هم دارند مردم. ولی خوب منم اینم دیگه. یا باید یک روزی عوض شم یا تا ابد همینه

 

امیدوارم که سال خوبی باشه. ( این دعاهای هر سال سال تحویل حالمو بد میکنه ! همش آرزوی خوب ولی هیچ اتفاق خاصی نمی افته)

 

خوش باشین وسلامت 

/ 2 نظر / 4 بازدید
مریم

به نظرم سلامتی بزرگترین هدیه ایه که خدا هرسال داره بهمون می ده و ما نمی بینیمش :) اصلا هم اشکال نداره غر زدن. بزن جیگرت حال بیاد :دی در سال جدید برات آرامش درونی و حس عمیق خوشبختی رو آرزو می کنم. :*

عسل

سال نوت مبارک عزیزم...اون اختلاف سلیقه هام طبیعیه...مامانم میگه موهاتو بده بالا من میخوام فرق کج بگیرم..همش با موهام درگیرم:ی