تنهاتر از تنهایی

خیلی دلم گرفته بچه ها خیلی

دلم میخواد های های گریه کنم بلکه یه کم سبک شم ولی حتی گریه ی درست و حسابیمم نمیاد ....

کاشکی یکی (هررررر کی، دختر و پسرش فرقی نمیکرد ، منظورم اینه که نه لزوما یه مرد ) که سرمو بذارم رو شونش و گریه کنم و بتونم حرف بزنم

به کی دردامو بگم ، خدا که خییییلی وقته که جواب حرفا و دعاهامو نمیده ، جدی جدی تو بودنش شک کرده ام

چقدر این قلب و روح زخم بخوره و خوب شه ؟؟؟ خسته ام خدایییا ، خسته ام

یکهفته مامانم و بابام نبودن ، واقعا فهمیدم که دیگه به سنی رسیده ام که باید ازشون جدا زندگی کنم که هم من قدر اونا رو بدونم هم اوووووووووووووننننننننناااااا ولی افسوس که نمیتونم ، نه توان عرفیش هست و نه امکان مالیش همه رقمه امکان مالیش هم اگر بود مگه میشه تو عرف ایران و خانواده ی من همچین کاری کرد

اگه یه خورده از هم دور باشیم ، احترام دو طرفمون بیشتر میشه

خدددددااایا منو ببین ، میفهمی ، فقط ببین و صدامو بشنو

امسال ماه رمضون چی میشه یعنی ؟ با این همه دلچرکینی ، بهت هیچی نزدیک میشم ایا ؟

/ 1 نظر / 3 بازدید
لادن

هلال جان چرا اين قدر دلت گرفته[ناراحت] نميدونم چي شده نميخوامم الكي بهت دلداري بدم ولي هـيچ وقت از خدا نا اميد نشو همين كه ميگي و لحظه اي به اين فكر ميكني كه خدايا واقعا هستي؟ يعني شك! همين شك همين كه به خدا بگي خدايا اين بشه نه اون زمان استجابت دعا رو دير ميكنه،به خدا اعتماد كن ! ميدونم فكر ميكني خيلي تنهايي تو الان نياز داري يكي پيشت باشه يكي پيشت بشيه يه جسم نه خدا كه جسم نيست، ولي اگه به خودت بياي دختري رو ميبيني كه با وجود مخالفت خانوادش رشته اي كه دوست داشتو خوند ريسك بزرگي كرد پشت كنكور موند ولي اخرش تونست نتيجه عالي گرفت،الانم بايد از تك تك لحظه هاي رسيدن به ارزوش لذت ببره،تو دختر شجاع با عرضه و قوي هستي ميتوني يه تنه از پس تموم تنهاييت بربياي! در مورد عرفي هم كه گفتي با اينكه منم شرايط تورو دارم اما با حرفات مخالفم،فعلا جاش نيست كه بخوام در اين مورد بگم،يكم صبر داشته باش دختر،صبر داشته باش كه يه روز به خاطر همين صبرات موقعيتي واست پيش مياد كه فكرشم نميكني،حالتو خوب كن هلال جان[گل][گل]