بهار و رگبار عاشقانه و حواس پرتی های یک دختر عاشق :))))

میگما   امروز اون سال بالائیمون که در پائین صفحه در بارش خواهید خوند  من رو روانی کرده. واسه ی اینکه همین که دفاع کرد از بس که دانشجوی خوبی بوده یه پروژه تحقیقاتی ملی بهش پیشنهاد شده و اونم الان مدیر پروژه است ( پروژه میگم یعنی یه کار ملی و کار با ادمای خفن خفن سیا..س.یا اااا )

خدایا من چجوری میتونم مثل اون بشم ؟ 

چجوری میتونم یه دانشجوی خوبی باشم ؟ چجوری میتونم اینجوری اسمم رو جا بندازم ؟

ای خداااااااااااااااااا

--------------------------------------------------

اگه نمیدونید که آدم خل و چل مشنگ یعنی چی و یعنی کی ؟! 

لطفا به من زل بزنید !

امروز رفته بودم دانشگاه تهران کار داشتم کلی

بعدشم با یکی از سال بالایامون در باره ی تدوین سوال پروپوزال قرار داشتم حوالی 4

رفتم که سوار اتوبوس شم حس کردم که یه چیزی رو جا گذاشتم !!!

نگاه کردم همه جای کیفمو  دیدم نخیر! نیست که نیست

خلاصه وقتی رسیدم تصمیم گرفتم که از یکی از دوستام شماره ی اون سال بالائی رو بگیرم

ولی شماره ی دوستمم حفظ نبودم

خلاصه به فکرم رسید تنها کاری که میشه کرد اینه که از یه جایی نت گیر بیارم و به بچه ها میل بزنم بگم هر کی زودتر میل من رو دید  شماره ی خودش یا شماره ی ل که شماره ی اون سال بالایی رو حتما داره  برام بذاره 

رفتم تو سالن مطالعه و از اون جایی که اونجا گاهی وقتا بعضی بچه ها با خودشون  لپ تاپی ، تبلتی چیزی میارن نگاه کردم , دیدم که دو نفر لپ تاپ جلوشونه

 با اینکه تو این جور جسارت به خرج دادنا خیلی محتاط و خجالتیم ولی خیلی راحت ( این دفعه ) رفتم جلو  وخیلی کوتاه  و موجز به دختره گفتم که ببخشید من میتونم از لپ تاپتون یه میل بزنم.و گوشیم جا مونده و مجبورم اینجوری ارتباط با یکی برقرار کنم

 اونم بنده خدا خیلی راحت قبول کرد و با روی خوش لپ تاپشو داد

 منم رفتم تو میلمو برای بچه های کلاس با تاپیک  : کمککککک  زدم که اهای ایهاالناس من در راه مانده ام. لطفا یکی شماره ی ل رو بده 

که اتفاقا با تمام ترسی که داشتم که بچه ها میلشون رو چک نکنند اما چک کردند و  5 نفر تا یک ساعت بعدش بهم پاسخ دادن

 خلاصه با این پولتیک  جالبی که زدم,  شماره ی اون سال بالایی رسید و از تلفن عمومی باهاش هماهنگ کردم

و همه چی اوکی شد 

 اما یه چیز جاللببببببب بهتون بگم :)))

 وقتی رسیدم خونه   اومدم روی تختم رو نگاه کردم ببینم هست یا نه دیدم نیست.  زنگ زدم به گوشیم که ببینم کجاست

از توی زیپ کیفم صداش در اومد!!!

 جالب اینجاست که  نه تنها روی سایلنت نبود بلکه 16 تااااااا میس کالم داشتم و نشنیده بودم !

واقعا موجود جالبی ام نه ؟ :))))

/ 1 نظر / 19 بازدید
محدثه

حواس پرت :))