sadnesss before spring

کاشکی ادم تو طول دوره ی تجرد کوفتیش که نمیدونه قراره چند سال باشه، انقدر درگیر یه عشقائی نمیشد که خودشم میدونست  ممنوعه است ، غیر ممکنه ، غیر عقلانیه و البته ناجوان مردانه !!!

/ 3 نظر / 5 بازدید
محدثه

اوهوم :(

لادن

سلام هلال جان،چقدر دلم براي وبلاگت تنگ شده بود،جدي ميگم[لبخند] چه خوب كه اينو اينجا نوشتي حداقل فهميدم كه تنها نيستم [نیشخند][گل]

لادن

سلام هلال جان خر ميزنم؟ خوب گفتي!![نیشخند] اره منظورم همين عشقاي ممنوعه،عشقايي كه كلي فكر و نقشه هم ميكشي بعضي وقتا ولي به حقيقتي كه ته دلت داره ميگه رويابافي نكن بي اعتنايي ميكني! فك كنم اين چيزا تو اين سن طبيعيه نه؟،اينو فقط از اين نتيجه گرفتم كه من و تو اين تجربه رو داشتيما جامعه اماريم خيليم بزرگ نيست اخه خيلي با دوستام در اين مورد حرف نميزنيم فكر ميكنم به خاطر اينه كه پيش خودمون ميگيم نكنه الان بگم بعد دوستم بگه واي فلاني چرا اين جوريه هنوز تو نوجووني مونده و از اين حرفا!!! ولي خيلي از شجاعتت خوشم اومد كه اينو گفتي شايد به نظرت كار خاصي هم نباشه ولي به نظر من هست! خودتو درگير نكن به اين چيزا فكر نكن واسه هركسي ممكنه پيش بياد يكيش من! من ميزنم به بيخيالي فقط به خودم ميگم" يه اشتباه ديگه!! ولي اون قدر اشتباه بزرگي نيست كه بخوام خودمو كلي اذيت كنم!" ساده بگذر عذاب وجدان نگير نگو من چرا اين طوريم هي خودمو فكرمو وقتمو ميزارم سر يه داستان بي نتيجه،فقط سعي كن زودتر حالتو خوب كني!! اميدوارم منظورتو گرفته باشم و حرفام در راستاي حرفا و دغدغه ي ذهنت باشه ببخشيد زياده گويي كردم فقط خواستم تجربه ي خودمو ب