Dont do That!

کلا خواستم بر مبنای مط.ا لعات فرهنگی که کارش نقد قدرته ! یه چیزی رو خاطر نشان کنم

 

بعضی وبلاگ نویسا هستند که خیلی خوبن مهربونند گلند

 بعد مرتب پست میگذارند ، و به این مقوله ى آپدیت وبلاگشون به چشم یک وظیفه برای حال دادن به خواننده هاشون نگاه میکنند

 خیلی وقتا میان مینویسند که ما حرفی نداریم بزنیم ، ولی به خاطر شما خوانند ها اومدیم و دستی بر قلم ررواندیم تا که شما خواننده ی نازنین گوگولی مگولی ، با ورود باه این صفحه دست خالی برنگردید !

 کلا نگاهش نگاه پروداکتیویتیه !  مینویسه که سرانه ی آپدیت وبلاگش پائین نباشه

 حالا شاید خواننده هاش واقعا هم بیان براش کامنت بدن که  کجایی و بیا بنویس و ... ( من خودمم برای خیلیا از این کامنتا میدم اما این به معنای وظیفه ی اون بلاگر در قبال من نیست. این کامنت من برای اون بلاگر هم نباید تعبییر بشه که  وظیفه داره بنویسه و خودشو مدیون من بدونه یا به ناراحتی بیفته صرفا دلم تنگ شده و بهش گفتم که بابا یارو جان من دلم برات تنگ شده. کجاهایی؟) خلاصه ، بعدم اینکه  حالا اصن گیریم پردواکتیو اپروچ یا  اموشنال! 

خیلی زشته که بعضی از بلاگر ها ، مقوله کم شدن تعداد کامنت هاشون رو با تهدید به رمزی نویسی  بخوان درست کنند

خیلی وقتا میشه کامنتاشون کم میشه ، بعد میان خبر از یه پست بعدی میدن که مثلا فلان داستان زندگی یا عکسای فلان مناسبت رو میذارن تو وبلاگشون و به کسانی که خاموشند هم  رمز نمیدن ! یا کسانی که خیلی نمیشناسند. بعدش که همون پستشون پر کامنت شد و مردم حسابی ابراز وجود کردند که رمز پست خیالی بعد رو داشته باشند ، اونوقت  یکهو رقیق القلب میشن و دیگه تصمیم میگیرند که به احترام  خواننده های همیشه در صحنه ی حاضر ، از رای قبلی خودشون برای رمزی کردن برگردند

نکنید اینکارا رو

 بخدا ارزش نداره 

از یه جایی که ادم باورش نمیشه  که همون نقطه میتونه باعث ایجاد چه رفتار هایی بشه  ، یه سری رفتارهای اشتباه تو  روح و وجود آدم نهادینه میشه 

زرنگی هست ولی زرنگیه کاذبه

 بعد ها خانواده ی آدم یا بچه ی آدم ممکنه شرمنده ی همین رفتارهای بد نهادینه شده بشن. مهم تراز خانواده وبچه ، خود آدم ممکنه چه جاهایی آسیب بخوره و حتی نفهمه که رفتارش اشتباه بوده

 به خدا ارزش نداره 

/ 4 نظر / 6 بازدید
محدثه

آخ آخ منم خیلی از این کار بدم میاد . خیلی کار چیپ و مسخره ایه . من اگه یه وبلاگی رو خیلی هم دوست داشته باشم ولی نویسنده اش این رفتارو بکنه دیگه از خوندن و کامنت گذاشتن منصرف می شم . احساس می کنم این جور آدما یه شخصیت چیپی دارن !

عسل

ضعف شخصیتیه دیگه...انگار آدم باس به زور نظر بده...آاونوخ وختی آدم نظر دادنش نمیاد مجبوره گلی چیزی نثارشون کنه که لایقشم نیستن:ی

مگنولیا

تحلیل خوبی بود هلال جان. موافقم که کار قشنگی نیست اگرچه خاموش خوندن هم کار قشن‍گی نیست.

دلا

کاملاً متوجه شدم که منظورت من هستم . البته که دچار سوتفاهم شدی چون فقط اگر تعداد بازدید های وبلاگت 10 برابر تعداد کامنت ها باشه متوجه خواهی شد که چقدر هستن آدم هایی که میان تو رو می خونن و از ریز و بم زندگیت خبر دارن و حتی اسمت رو تو فیس بوک سرچ کردن تا عکست رو ببینن و بعد حتی به خودشون زحمت نمیدن با تو از در دوستی وارد بشن . به هر حال این هم نظر توئه حتی اگر با حقیقت رسالتی که من تو وبلاگ نویسی داشتم و دارم همساز نباشه . و البته که من هیچ ارتباطی بین آسیب خوردن و شرمنده شدن و غیره و ذلک با این بیانیه ای که نوشتی نشدم .