سکوت سوزان

دلم برای یک نفر خیلی تنگه ... 

دلم میخواد خیلی چیزها رو بهش بگم و خیلی چیزها رو ازش بپرسم...

 

خدایا این عرف، غرور و این مزخرفات چه هستند که ما رو بیچاره کردند؟

نکنه وقتی داریم میمیریم، پیش خودمون بگیم که ای کاش وقتی اون سال که اون اتفاق افتاد، حرف دلم رو قورت نمیدادم و میرفتم بهش میگفتم که ...

خدایا ...

/ 3 نظر / 27 بازدید
کویریات

من همیشه تلاشم رو می کنم که خودم رو درگیر این چیزهای دست و پاگیر نکنم (البته خیلی اوقات موفق نیستم) ولی بنظرم اگه یه چیزی خیلی واسم مهم باشه عرف و .. واسم خیلی مهم نیست و کاری که می خوام رو باید انجام بدم.

محدثه

هلال جانم ممنونم از دلداریات ... من همیشه بی خیال عرف و این حرفا شدم و حرف دلمو زدم که مدیون دلم نمونم ! نمی دونم کار درستیه یا نه ! اما حداقلش سبک شدم ... همین عرف ماست که بدبختمون کرده