به پایان آمد این دفتر .... حکایت همچنان باقی است

وقتی سال 84 شروع کردم به وبلاگ نویسی ف نظرم این بود که حالا حالا ها  بنویسم

و حتی فکر میکردم که ایا این وبلاگ نویسایی که اون موقع مینوشتند و خیلی معروف و پر طرفدار هم بودند ، آیا ممکنه یک روزی دست از نوشتن بردارند؟ 

اون موقع فکر میکردم که یه جورایی الی الابد ادم مینوسیه

ولی حالا میبینم دیگه حرفی ندارم برای زدن

حرفا همش تکراری شده

یا غرهای ناشی از دپرشن 

یا  هیجان هایی که البته میرن به اوج ، اما خیلی زود فروکش میشوند

اتفاق خاص تازه ای هم که نمی افته که بیام  نقش خاطره بزنم

 

اینه که هر چی فکر میکنم دلیلی برای نوشتن ندارم

این بی دلیلی رو چند پست اخر هم به خوبی نشون میده

اگر دوباره حسی سراغم اومد که بیام و بنویسم ، حتما دوستان قدیمی و عزیزم رو خبر میدم. امیدوارم که یک روز دیگه ، یک جای دیگه  دوباره دور هم جمع بشیم

بگیم و بخندیم و شاد باشیم

دلتون شاد ، تن هاتون سلامت و  دستانتون همیشه به اعمال خیر و همدلی

دوستون دارم

هلال

/ 8 نظر / 6 بازدید
نازلی

هلال نرو:(دلم واقعا برات تنگ میشه....همه ما همینطوری هستیم...ولی نوشتن خوبه...عزیزم کاشکی زود زود دلت واسه نوشتن تنگ شه و برگردی...منو از خودت بی خبر نذار...اگه دوست داشتی خوشحال میشم از طریق ف.ب باهم در ارتباط باشیم...به امید دیدار هلال عزیز مهربونم...روی ماهتو می بوسم

مریم

صد البته که موقته! ماها انقدر به نوشتن معتادیم که ترکش محاله :)

لادن

چرا فك ميكني تكراريه؟نمي دونم من كه چنين حسي ندارم!ولي اگه همچين حسي داري طبيعيه دغدغه هاي ادما و فكرشون و مسيرشون تو يه مدت يه چيز خاص ميشه و به خاطر همين فك ميكنن همه چيز داره تكرار ميشه!اي كاش تصميمت عوض شه !شايد تقصير ما هم بود كه تنبلي ميكرديم و نظر نميذاشتيم!!بيشتر به خودم ميگم اينو!!![ناراحت]

لادن

هلال جان ايميلمو زدم واست،زود برگردو خيلي خيلي مواظب خودت باش[گل]

مگنولیا

نههههههههههههههههه. هلال جان نرو. دلمون برات تنگ میشه. یه کم استراحت کن و دوباره برگرد. باشه؟

محدثه

هلال ! کجا می ری ؟ اینجا جزو معدود وبلاگاییه که بهش عادت دارم ... می فهمم آدم یه وقتایی از نوشتن خسته می شه ... اما موقتیه ... استراحت کن و زود برگرد .... من این مدت دسترسیم به اینترنت خیلی کم بود . واسه همین نمی تونستم کامنت بذارم اما هی سر می زدم تا جایی که می تونستم .. بیا بنویس دختر :*

عسل

منم یه مدتیه این مدلی شدم کاملا درکت میکنم..امیدوارم اتفاقای خوب بیفته و زودی برگردی:)

مگنولیا

باشه هلال جون. شما هر چی بفرمایید ما اطاعت می کنیم. خودتو بخاطر این چیزا ناراحت نکن. من اصلا و ابدا از دستت ناراحت نشدم. همیشه دوستت دارم و خواهم داشت.